Skip to content

Narrow screen resolution Wide screen resolution Increase font size Decrease font size Default font size default color green color orange color

آموزشهای زرتشت بر پایه گاتها

خرد راهنمای آدمی در انتخاب راه نیک و بد است
گاتها – هات 31 بند 12
 
خانه arrow گزری بر نوشتارها arrow مژده كه جشن سده آمد كنون
مژده كه جشن سده آمد كنون PDF(تنها برای نوشتار انگليسي) چاپ پيک الكترونيکی
نوشتارهای برگزیده - نوشتارهای برگزیده
نوشته: دکتر تورج پارسی   

گشت زمستان همه جا لاله گون _ آرش نورافروز _

دبستان آزاد و رازناك طبيعت با همه ى سختگيرى ها كه در سرشت قانونمندش نهفته است اما مى آموزاند. كافى است كه الفبايش را اموخت و با شناخت در ركابش حركت كرد  و بشر چنين كرد ، آموخت ، بر گرفت ، دگر گون كرد و ساخت .

انسان آيرانى هم در اين ره سختى ها كشيد ، توشه ها فراهم آورد ،ميراث ها بر زمين به جاى نهاد ، ارج گذاشت و مسير ره را خردمندانه طي كرد . به پاس آنچه كه از طبيعت گرفت ودر كار شكلى ديگر به آن بخشيد به نيآيش طبيعت و كار ايستاد چرا كه كار و آبادانى همسو وبه هم پيوسته هستند.

اين چنين است كه ايران زمين از دور دست تاريخ سرزمين جشن ها شد چرا كه جشن ها زاييده ى كارند و كار زاينده شادى است . بر اين اصل انبازبودن در آبادانى جهان از ويژگى هاىفلسفه ى كردارى ايرانى است:

"اى مزدا اهوره !

بى گمان اين پاداش آرمانى را به تن و جان كسانى ارزانى مى دارى كه با" منش نيك " كارمى كنند ودر پرتو "اشه " آموزش خرد نيك ترا بدرستى به پيش مى برندو خواست ترا بر مى آورند و براى پيشرفت جهان مى كوشند " يسنه هات ۳۴ كرده ۱۴

بايد براى آبادانى جهان كوشيد و آن را بدرستى نگهبانى كرد و به سوى روشنايى برد ۲ يسنه هات ۴۸ كرده ۵

آبادانى گيتى را باد . هوم يشت هات ۱۰ كرده ۲۰. *

با در نظر گرفتن اينكه لعاب اصلى همه ى جشن ها در شادى و شادمانى و پويايى قالب ريزى شده است و طبيعت تكيه گاه نخستين آنهاست ، نقش  شادى آنچنان تعيين كننده است كه برابر شدن نام روز و ماه نيز انگيزه گردهمايي و انجمن مي شود تا شادمانى را همگانى سازد .

در همه ى اين گردهمايى هاى شادى آفرين ، آتش يا خورشيد زمينى كانونى گرمابخش بوده كه فروزشش  ياد آور تاثير پيدايش آن در زندگى بشر مي گردد.

جشن سده :

يكى از جشن هاى يادمانى  سده است كه  چهلمين روز زمستان يا چهلمين روز  زايش ميترا است كه برابرست با آبان روز از ماه بهمن يا دهم بهمن . اين چهل روز درفرهنگ مردم به چله ى بزرگ نامورست كه  ميدان تاخت و تاز سرماست  . با پايان يافتن چله بزرگ ، چله كوچك مى آغازد كه عمرى بيست روزه دارد

شدت سرما درچهار روز پايانى چله بزرگ و چهار روز نخستين چله كوچك است كه در فرهنگ توده به چارچار مشهورست پس از آن به گفته ى شيرازى ها  تك سرما مى شكند .گمان دارد كه زبانزد ( ضرب المثل ) سياهى به زغال مى ماند نيزاز برآمد هاى روزهاى چار چار باشد.

واژه سده : از منظر گوناگون مى توان دليل طبيعى براى اين واژه يافت

۱ - نياكان ما سال رادو بخش مى دانستند : تابستان بزرگ كه هفت ماه بود و از فروردين شروع مى شد و در آخر مهر پايان مى يافت . زمستان بزرگ كه پنج ماه بود و از ماه آبان آغاز و در آخراسفند پايان مى يافت . ( درسرزمين يخ بسته ى سوئد نيز سال را دو بخش مى كردند )

سده سدمين روز از زمستان بزرگ است - از آبان تا دهم بهمن -  كه آنرا جشن مى گرفتند.

۲ -  فرهنگ توده يا شفاهى كه سينه به سينه است آنرا سد روز مانده به برداشت محصول مى داند  در ترانه اى كه در روستاهاى خراسان خوانده مي شود آمد ه است  :

آىسده ، سده ، سده

سد به غله ، پنجه (پنجاه ) به نوروز

۳ - بيرونى دركتاب التفهيم جشن سده را پنجاه روز و پنجا ه شب تا نوروز مى داند

فرهنگ توده با كاربرد بسيار بالايش كه مى بايد مورد توجه پژوهشگران مردم شناسى و جامعه شناسى باشد با گفته ى بيرونى همخوانى دارد و بى گمان يكى از معتبرترين سرچشمه ى كار بيرونى در آين زمينه نيز فرهنگ توده بوده است .

۴ - ازمنظراستوره شناسى :

استوره  ميدان گاه رويا ها  و آرزوهاى بشرى است  كه پا به پاى باستان شناسى و تاريخ پيش مى رود ، آنگاه كه تاريخ و باستانشناسى به تاريك گاه ها و بن بست ها مى رسند اسب رهوار استوره رويا ها را  بازسازى مى كند . آنگاه كه تاريخ و باستاننشناسى هم از رخوت وبن بست وارهند  استوره همچنان خود را بر اوراق سينه ى  نسل ها مى نگارد واين چنين ميان نسل ها جاودانه مى گردد . كشف و دسترس به آتش نيز از اين منظر جالب توجه است ، از پرومته يونانى كه آتش  را از خدايان مى دزد ودر رازيانه پنهان مى كند و به زمين مى آورد تا هوشنگ پيش دادي وقصه ى بر خورد سنگى به سنگى  .... در شاهنامه از هوشنگ به عنوان كاشف آتش نام برده شده است  :

يكي جشن كرد آنشب و باده خرد          سده نام آن جشن فرخنده كـــرد

زهوشنگ ماند اين سده يادگار            بسي باد چون او دگر شهـــــريار

 اما برخى ازشاهنامه شناسان آنرااز افزوده ها مى دانند ، نكته اى كه در اينجا مى توان مطرح كرد ، ان باغ هميشه تر و تازه ى روياپرور آدمى است ، يعنى روياى گمنامان هميشگى صحنه ى زندگى . در زير همه ى تاروپود به گردآلود ە ى زمان ره باريكه ى پسينى از استوره به تاريخ هست كه مى بايد كنجكاوانه آنرا كاويد به ويژه در " ايران سرزمين تضادهاى بزرگ "۱

به هر روى  بزرگداشت اين آخشيج (عنصر)  در چهارسوى جهان به نامى و نشانى برگزار مى گردد و در ايران زمين نيز در دهم بهمن يعنى آبان روز از ماه بهمن اين آيين برگزار مي شود از سده سوزى چوپانى و سده سوزى زرتشتيان گرفته تا چيلله قاچدى روستاهاى رضاييه تا...

همه نشانه ها از شناخت انسان است در راستاى كار و آبادانى .

روشنايي ، گرما و شادمانى همگانى باد

سرچشمه ها :

* آنچه از اوستا برگرفته شده است از اوستا كهن ترين سروده ها و متن هاى ايرانى گزارش و پژوهش جليل دوستخواه جلد يك چاپ يازدهم ، تهران است

1ـ اساطير ايران، رويه 9، جان هينلز، ترجمه ژاله آموزگار ـ احمد تفضلی، کتابسرای بابل

 
<پيشين   پسين >

بناهای زرتشتی

فرتورهای جسته

zartosht_9.jpg

Top

نوشتارهای دیگر از این منبع یا نویسنده