|
نوشته: موبد کامران جمشیدی
|
|
درود و شادباش به همۀ بانوان، که براستی باید در این روزها (و هر زمان) نه تنها به زنان که به همۀ مردم شادباش گفت چرا که در همه، هم بخش زنانه هست و هم مردانه و براستی که ما به بخشی از خود و به خود شادباش می گوییم. تمامی فرهنگ ما، از استوره هایمان گرفته تا تاریخ و دینمان همه جا از این برابری و هماهنگی و همسانی و همپایی و همسری نشان دارد. تازه اگر بخواهیم براستی هر چیز را در جای درست خویش بگذاریم باید بگوییم که این زن است که در جای نخست جای دارد چرا که این زن و ویژگی آفرینندگیِ زندگی و زایندگی است که هر چیز دیگر را می زاید و می آفریند و شکل می دهد و نه تنها این، که باز هم این ویژگی زنانه است که از زایش و پیدایش خویش و زندگانی را نگاهبانی و پاسداری می کند. نخستین انسان، چه گَئومَرِتَ (کیومرث) باشد و چه ییما (جمشید)، هر دو زن- مرد هستند هرچند که نیمۀ زنانه آنان بیرنگ شده باشد. مشی و مشیانه، زن و مردِ نخستین افسانه های آفرینشی ایرانی نیز با هم می رویند و می بالند و در این روند همسر و همپایند. زرتشت را مادرش پرورد و آن شد که جهان اندیشه و فلسفه و دین هنوز خود را وامدار او می داند. تریتون (فریدون) را مادرش فرانک و خدایان زمین و آسمان آنچنان پروردند که حتا پس از دست یافتن بر آژی دهاک (مرگ دهنده) خونخوار و خرد بر باد ده، او را نکشت بلکه دربند کرد تا از او دیگر آزاری نرسد، اما جان و زندگی را، که برای نگاهبانی از آن پرورده شده بود، نگرفت. این است فرهنگ راستین و پربار و زایندۀ ایرانی. این است آن فرهنگی که زن و زندگی نمادش هستند. آن فرهنگی که در آن "مَرد" به مرگ کاری ندارد، بلکه نیمۀ "مردم" است و با زن و زندگی هم را پر می کنند و آفرینش را پی می گیرند. پس درود بر زن، درود بر مرد، درود بر زندگی. دیر زیوید، شاد زیوید، تا زیوید به کامه زیوید گیتی تان باد به کامۀ تن، مینوتان باد به کامۀ روان ایدون باد، ایدون ترج باد |
|
دنباله نوشتار ...
|